تبليغاتX
نبینی حیفه

نبینی حیفه

حرفایی که آخرش یکی باید بگه

من آمده ام وای وای من آمده ام...

سلام به همه بچه های وبلاگ نویس
من بعد از قرنها دوری دوباره اومدم تا واستون بگم...یادتون نره (نبینی حیفه) توی این 3-4 ماهه که پیدام نبود کلی اتفاق واسم افتاد (از هر مدلی) و من خیلی با تجربه تر شدم ولی این بار میخوام حرفایی نزنم که بعضیا (ببخشین) بی ادبیشون بسوزه...میخوام با نظر خودتون واستون بنویسم...در هر موردی که خواستین بپرسین (نه که منم با تجربه هر کی ندونه میگه 50 سال سنمه ولی نه به جون شما من همش 20 سالمه).راستی مجید رو بیشتر بشناسین:سن:20سکونت:ایران زمین (البته حدس بزنین چه شهری؟)...دانشجوی تکنیسین هوشبری...متاهل...خواننده،آهنگساز،شاعر،گیتاریست،ویولونیست،پیانیست،تنظیم کننده (و خیلی هم خوش تیپ)ها ها ها ها....هر کی ندونه میگه چه از خود چاکر...ولی گفتم که روحیات منو کامل بشناسین...به هر حال من میخوام نبینی حیفه رو متحول کنم (مثل اینکه اون حرفا کار ساز نشد و باید از راه میون بر وارد شد...)
تا بعد.........مجید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/19ساعت 17:25  توسط مجيد  |